اثرگذاری همیشه در جایی رخ نمیدهد که دوربینها حضور دارند. گاهی برای یافتن رد یک زن اثرگذار باید از سالنهای پرنور و عنوانهای پرطنین فاصله گرفت و به آزمایشگاهی دانشگاهی رفت به مقالهای که ویژگیهای یک محصول ایرانی را دقیقتر شناخته است، به دانشجویی که سالها بعد خود پژوهشگر یا مدیر صنعتی شده، یا به مسئلهای فنی که پیش از ورود دانشگاه پاسخی روشن برای آن وجود نداشته است. از همین منظر است که زندگی حرفهای زهرا امامجمعه اهمیت پیدا میکند؛ استاد علوم و مهندسی صنایع غذایی دانشگاه تهران که شاید نامش برای بسیاری از مردم آشنا نباشد، اما در جامعه علمی ایران و حوزه تخصصی خود کارنامهای طولانی در پژوهش، آموزش و ارتباط با صنعت دارد.
نمایه رسمی دانشگاه تهران او را استاد تمام علوم و مهندسی صنایع غذایی معرفی میکند و آثار علمیاش هزاران بار مورد استناد قرار گرفتهاند. عضویت او در آکادمی جهانی علوم برای پیشرفت علم در کشورهای درحالتوسعه، TWAS، از سال ۲۰۲۲ نیز نشان میدهد که این کارنامه در سطح بینالمللی نیز دیده شده است. با این همه، اهمیت زندگی امامجمعه برای پرونده «خورشیدوشان» بیش از آنکه در عدد مقالهها، شاخصهای استنادی یا عناوین علمی خلاصه شود، در نوع تصمیمهایی است که مسیر حرفهای او را شکل دادهاند؛ تصمیمهایی درباره اینکه دانشمند کجا بماند، چگونه اعتماد محیط حرفهای را به دست آورد، چه مسئلهای را برای پژوهش برگزیند و چگونه علم را از مرز مقاله به زندگی واقعی نزدیک کند.
زهرا امامجمعه در سال ۱۳۴۷ در تبریز به دنیا آمد. دوره کارشناسی خود را در رشته علوم و فناوری غذا در دانشگاه تبریز گذراند و سپس برای ادامه تحصیل راهی فرانسه شد. براساس اطلاعات منتشرشده در نمایه دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد و دکتری خود را در دانشگاه بلز پاسکال در حوزه مهندسی فرایندهای غذایی دریافت کرد و دوره دکتری او در فاصله سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸ انجام شد. پس از پایان تحصیل، مسیری پیش روی او قرار داشت که برای بسیاری از پژوهشگران جوان آشناست: ماندن در محیطی علمی با امکانات بیشتر یا بازگشت به کشوری که در آن نیاز به متخصص احساس میشد. روایت خود او که در مجموعه Profiles of Women Scientists in Asia منتشر شده، نشان میدهد که امکان ادامه فعالیت حرفهای در فرانسه برایش وجود داشته است، اما او بازگشت را انتخاب کرد؛ زیرا به این جمعبندی رسیده بود که متخصصانی مشابه او در فرانسه کم نیستند، در حالی که در ایران حضور چنین نیروهایی میتواند اثر بیشتری داشته باشد.
اهمیت این انتخاب در آن نیست که آن را نسخهای عمومی برای همه پژوهشگران بدانیم. مهاجرت، بازگشت یا ماندن تصمیمهایی شخصی و پیچیدهاند و به شرایط علمی، خانوادگی، اقتصادی و حرفهای هر فرد بستگی دارند. آنچه در این تجربه قابل تأمل است، معیاری است که امامجمعه وارد تصمیم خود کرد: «میزان اثرگذاری». او موقعیت حرفهای را فقط با معیار آسایش، درآمد یا اعتبار جغرافیایی نسنجید، بلکه از خود پرسید حضورش در کجا میتواند مسئله بیشتری را حل کند. همین پرسش بعدتر نیز در بخش بزرگی از مسیر علمی او دیده میشود.
بازگشت به ایران، البته به معنای ورود به مسیری هموار نبود. امامجمعه در همان روایت از سالهای آغاز فعالیت حرفهای توضیح داده است که بهعنوان یک پژوهشگر جوان زن، برای جلب اعتماد محیط دانشگاه و بهویژه صنعت با دشواری روبهرو بوده است. داشتن مدرک معتبر و دانش تخصصی الزاماً به این معنا نبود که مدیران صنعتی حاضر باشند مسئلههای واقعی خط تولید یا توسعه محصول خود را به یک دانشگاهی جوان بسپارند. او باید نشان میداد که دانش دانشگاهی میتواند از آزمون مسئله عملی نیز عبور کند. به گفته خودش، در مواردی حتی پیشنهاد میکرد پروژهای در مقیاسی محدود و بدون قرارداد اولیه انجام شود تا توانایی او برای حل مسئله در عمل دیده شود.
این بخش از تجربه او را نباید به توصیه سادهای مانند «رایگان کار کنید تا دیده شوید» تقلیل داد؛ چنین توصیهای نه منصفانه است و نه در همه محیطهای حرفهای قابل دفاع. نکته عمیقتر در شیوه مواجهه او با مسئله اعتماد نهفته است. او دریافته بود که وقتی یک سازمان یا صنعت نسبت به توانایی فرد تردید دارد، صرف اصرار بر شایستگی معمولاً کافی نیست؛ باید فاصله میان «ادعای توانایی» و «شاهد توانایی» را کاهش داد. امروز این شاهد میتواند نمونه اولیه، پروژه آزمایشی، سابقه مستند، داده معتبر یا نتیجه قابلاندازهگیری باشد. به بیان دیگر، امامجمعه در برابر بیاعتمادی فقط مطالبه اعتماد نکرد، بلکه کوشید زمینهای فراهم کند که اعتماد بر تجربه و مشاهده بنا شود. این منطق، نهفقط برای پژوهشگران زن، بلکه برای هر جوانی که در آغاز مسیر حرفهای با دیوار «سابقه نداری» روبهرو میشود، درسی قابل انتقال است.
مسیر علمی او نیز بهتدریج نشان داد که مسئله «کاربرد» برایش صرفاً شعاری دانشگاهی نیست. بخشی از پژوهشهای امامجمعه به محصولات غذایی و ظرفیتهایی پیوند خورده که با کشاورزی، صنعت و الگوی مصرف ایران ارتباط مستقیم دارند. در معرفینامه زنان دانشمند آسیا، از پژوهش درباره ترکیبات زیستفعال انار و شیر شتر، روشهای نگهداری و امکان استفاده از آنها در محصولات غذایی فراسودمند بهعنوان بخشی از محورهای کاری او یاد شده است. مقالات علمی منتشرشده نیز این جهتگیری را تأیید میکنند. برای مثال، در یکی از مطالعات او و همکارانش، ترکیبات فنولی و فعالیت آنتیاکسیدانی آب انار هشت رقم ایرانی بررسی شد تا تفاوت میان ارقام از نظر ترکیبات مؤثر بهتر شناخته شود. در مطالعات دیگری، موضوعاتی مانند تغییر ترکیبات آب انار در نگهداری منجمد، فرایندهای شفافسازی و استفاده از عصاره پوست انار در بستهبندیهای دارای خواص ضدمیکروبی مورد بررسی قرار گرفته است.
اهمیت این نوع پژوهش در آن است که علم را از زندگی و ظرفیتهای بومی جدا نمیکند. انار برای یک کشاورز محصولی اقتصادی است، برای مصرفکننده مادهای غذایی و برای صنعت ماده خامی که باید فرآوری و نگهداری شود؛ اما برای یک پژوهشگر صنایع غذایی، همین محصول مجموعهای از پرسشهای علمی است: چگونه میتوان ترکیبات مفید آن را بهتر حفظ کرد؟ چرا کیفیت ارقام مختلف متفاوت است؟ چگونه میتوان بخشی از ضایعات آن را به مادهای ارزشمند تبدیل کرد؟ کدام فرایند صنعتی کمترین آسیب را به ویژگیهای مطلوب محصول وارد میکند؟ علم کاربردی دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ از توانایی دیدن مسئله علمی در چیزی که دیگران آن را بخشی عادی از زندگی روزمره میبینند.
در پرونده «خورشیدوشان» این نکته نیز اهمیت دارد که مفهوم خدمت اجتماعی را فقط به کار خیر یا فعالیت مستقیم حمایتی محدود نکنیم. یک استاد دانشگاه ممکن است هیچ خیریهای تأسیس نکرده باشد و نامش در حافظه عمومی جامعه چندان شناختهشده نباشد، اما از مسیر تربیت نیروی متخصص، ارتقای دانش فنی، کمک به ایمنی و کیفیت محصولات غذایی و ایجاد پل میان دانشگاه و صنعت، در زندگی جامعه اثر بگذارد. امامجمعه خود در یکی از معرفیهای حرفهای، تربیت دانشجو را از مهمترین دستاوردهایش دانسته و اشاره کرده است که شماری از شاگردانش بعدها در دانشگاه، صنعت و مدیریت حرفهای ادامه مسیر دادهاند. این تأکید یادآور حقیقتی مهم درباره دانشگاه است: استاد موفق فقط کسی نیست که خود مقالات بیشتری تولید کند؛ دانشگاه زمانی واقعاً تکثیر میشود که استاد، انسانهایی تربیت کند که بتوانند مستقل از او دانش تولید کنند و مسئله حل کنند.
با این حال، اگر روایت امامجمعه را در همین نقطه به پایان برسانیم، تصویری بیش از حد کامل و بیمسئله از زندگی علمی ساختهایم؛ تصویری که با واقعیت حرفهای همخوان نیست. یکی از نکات قابلتأمل در سخنان او این است که حتی پس از سالها پژوهش و همکاری با صنعت، همچنان «صنعتیکردن یافتههای پژوهشی» را یکی از دشوارترین موانع پیشروی خود میداند. این مسئله تنها مسئله شخصی یک استاد دانشگاه نیست، بلکه به یکی از گلوگاههای مهم نظام علم و فناوری ایران اشاره دارد فاصله میان تولید دانش و تبدیل آن به محصول، خدمت یا فناوری مورد استفاده.
مقاله علمی خوب الزاماً به محصول تبدیل نمیشود؛ اختراع ثبتشده الزاماً وارد بازار نمیشود و نتیجه موفق آزمایشگاهی الزاماً در مقیاس صنعتی جواب نمیدهد. میان این مراحل، حلقههایی از سرمایهگذاری، مهندسی، استاندارد، مدیریت، اقتصاد و بازار قرار دارد. همینجاست که روایت امامجمعه از یک زندگینامه فردی فراتر میرود و به مسئلهای ساختاری تبدیل میشود. او ابتدا برای جلب اعتماد صنعت تلاش کرده، سپس پژوهشهایی را به نیازهای واقعی نزدیک کرده و پس از آن با مسئله بزرگترِ انتقال یافتههای دانشگاه به تولید روبهرو شده است. در واقع، هر پاسخ علمی، مسئله پیچیدهتری را در مرحله بعد آشکار کرده است.
از سوی دیگر، زن بودن نیز بخشی واقعی از مسیر حرفهای او بوده است، اما نباید تمام هویت علمیاش را در این عنوان حل کرد. امامجمعه در روایت خود به دشواریهای زنان در محیط علمی و صنعتی اشاره کرده و از سالهایی گفته است که تعداد زنان عضو هیئت علمی بسیار کمتر از امروز بود. بااینحال، اگر زندگی او را صرفاً به داستان «زنی که بر تبعیض غلبه کرد» کاهش دهیم، همان خطایی را مرتکب میشویم که بسیاری از روایتهای سطحی درباره زنان انجام میدهند: تخصص فرد در حاشیه میرود و جنسیت جای کارنامه حرفهای را میگیرد. او پیش از هر چیز متخصص مهندسی غذاست؛ پژوهش کرده، استاد تربیت کرده، با صنعت ارتباط گرفته و بر موضوعات مرتبط با محصولات و مسائل غذایی ایران کار کرده است. جنسیت بخشی از شرایطی بوده که مسیر او را دشوارتر یا متفاوت کرده، اما ماهیت اثرگذاریاش در کیفیت کار علمی و آموزشی اوست.
اگر بخواهیم از زندگی زهرا امامجمعه چیزی فراتر از عبارتهای کلیشهای مانند «پشتکار» و «اراده» استخراج کنیم، شاید بتوان چهار منطق را در مسیر او تشخیص داد. نخست اینکه موقعیت حرفهای را با پرسش «کجا میتوانم مؤثرتر باشم؟» سنجید. دوم اینکه برای عبور از بیاعتمادی، بهجای تکیه صرف بر عنوان و مدرک، تلاش کرد شواهد توانایی تولید کند. سوم اینکه مسئله پژوهشی را از محیط پیرامون خود جدا نکرد و بخشی از ظرفیتهای بومی را به پرسش علمی تبدیل کرد. و چهارم اینکه موفقیت در انتشار مقاله یا کسب اعتبار دانشگاهی را نقطه پایان ندانست و همچنان انتقال پژوهش به صنعت را مسئلهای حلنشده تلقی کرد. این چهار منطق برای هر حرفهای قابل استفادهاند: محل بیشترین اثر را پیدا کن، توانایی خود را قابل مشاهده کن، مسئله واقعی را بشناس و هیچ موفقیت میانی را با حل نهایی مسئله اشتباه نگیر.
همین ویژگی است که زهرا امامجمعه را برای «خورشیدوشان» قابل توجه میکند. او از آن دسته چهرههایی نیست که حضورشان در حافظه عمومی با یک رویداد تاریخی یا رکورد بزرگ گره خورده باشد. رد اثر او را باید در مسیری طولانیتر و آرامتر جستوجو کرد؛ در تربیت دانشجو، تولید دانش تخصصی، تلاش برای نزدیک کردن دانشگاه و صنعت و پرسشی که در آغاز راه از خود پرسیده بود و ظاهراً تا امروز نیز در شکلهای تازه ادامه یافته است: دانش من کجا میتواند مسئله بیشتری را حل کند؟
در جهانی که موفقیت گاهی با دورشدن از نقطه آغاز و انباشت عنوانهای فردی سنجیده میشود، زندگی علمی امامجمعه امکان دیگری را نشان میدهد. گاهی اثرگذاری در این است که انسان با دانش بیشتری به مسئلههای محیط خود بازگردد، سالها در کنار آنها بماند و چیزی را اندکی بهتر از آنچه تحویل گرفته است، به نسل بعد بسپارد. این نوع اثرگذاری شاید کمصداتر باشد، اما بخش مهمی از پیشرفت جوامع دقیقاً بر شانه همین آدمهای کمصداتر بنا میشود.
منابع
۱. دانشگاه تهران، صفحه رسمی علمی زهرا امامجمعه؛ اطلاعات تحصیلی، مرتبه علمی و کارنامه پژوهشی.
۲. The World Academy of Sciences (TWAS)، Zahra Emam-Djomeh؛ اطلاعات عضویت و حوزه تخصصی.
۳. Association of Academies and Societies of Sciences in Asia، Profiles of Women Scientists in Asia؛ روایت تفصیلی امامجمعه از تحصیل، بازگشت، موانع حرفهای و ارتباط با صنعت.
https://www.interacademies.org/sites/default/files/publication/profiles_of_women_scientists_in_asia.pdf
۴. Mousavinejad, G., Emam-Djomeh, Z., Rezaei, K., & Khodaparast, M. H. H. (2009). Identification and quantification of phenolic compounds and their effects on antioxidant activity in pomegranate juices of eight Iranian cultivars. Food Chemistry.
۵. پژوهشهای مرتبط با ترکیبات و نگهداری آب انار و کاربرد عصاره پوست انار در بستهبندیهای ضدمیکروبی، با مشارکت زهرا امامجمعه و همکاران، در نشریات تخصصی صنایع غذایی.