سیستم مدیریت پورتال پایگاه خبری فرایش

شناسه خبر: 4740
زن محجبه نه در حاشیه جامعه، بلکه در متن ساختن آینده ایستاده است
تاریخ انتشار: 1405/4/20 20:08:03

یکی از مهم‌ترین خطاها در گفت‌وگو درباره حجاب، فروکاستن آن به اندازه، رنگ و شکل پوشش است. حجاب اگر از عفاف، حیا، کرامت انسانی و مسئولیت اجتماعی جدا شود، به پوسته‌ای ظاهری تقلیل پیدا می‌کند همان‌گونه که سخن گفتن از آزادی زن، اگر بدون توجه به شأن انسانی، امنیت روانی و رهایی او از نگاه مصرفی باشد، ممکن است آزادی را به امکان بیشتر برای نمایش خود محدود کند در منظومه فرهنگی اسلام، حجاب یک قطعه مستقل و جداافتاده نیست. حجاب، صورت اجتماعی یک نظام معنایی گسترده‌تر است نظامی که در آن «حیا» حساسیت درونی انسان نسبت به حرمت خویش و دیگری است، «عفاف» قدرت تنظیم امیال و رفتارهاست و «حجاب» یکی از نمودهای بیرونی این خودآگاهی در عرصه عمومی به شمار می‌آید.

این سه مفهوم، هنگامی معنای کامل خود را پیدا می‌کنند که به حضور مسئولانه، آگاهانه و اثرگذار انسان در جامعه منتهی شوند. بنابراین، زن باحیا و عفیف، زن منزوی، کم‌صدا و محروم از حضور اجتماعی نیست؛ بلکه انسانی است که می‌خواهد بدون عرضه‌کردن جسم خود در بازار توجه، اندیشه، مهارت، شخصیت و توانایی‌هایش را در اختیار جامعه قرار دهد.

حیا؛ آگاهی از حرمت انسان

حیا را گاهی به خجالت، ترس از اجتماع یا ناتوانی در ابراز وجود تفسیر می‌کنند. این برداشت، حیا را از معنای اخلاقی آن تهی می‌سازد. انسان باحیا الزاماً کم‌حرف، منفعل یا فاقد اعتمادبه‌نفس نیست. حیا نوعی آگاهی درونی از مرزهای کرامت است؛ اینکه انسان بداند هر سخن، رفتار و رابطه‌ای با شأن او و دیگران سازگار نیست.

حیا از انسان می‌خواهد پیش از هر کنش، تنها به این نیندیشد که «آیا می‌توانم این کار را انجام دهم؟» بلکه از خود بپرسد: «آیا این رفتار با کرامت من و دیگری سازگار است؟»

از این منظر، حیا نه نیروی عقب‌برنده، بلکه یکی از عناصر بلوغ اخلاقی است. انسانی که از حیا برخوردار است، در روابط اجتماعی خود مراقب مرزها، حقوق، احساسات و حرمت دیگران است. او از آزادی خود برای تحقیر، تحریک، بهره‌کشی یا تبدیل دیگری به ابزار استفاده نمی‌کند.

حیا فقط متعلق به زن نیست. جامعه‌ای که همه بار حیا را بر دوش زنان می‌گذارد و مردان را از مسئولیت نگاه، گفتار، رفتار و مناسبات خود معاف می‌داند، هنوز به فهم درستی از اخلاق اجتماعی نرسیده است. حیا باید در نوع نگاه مرد و زن، در زبان رسانه، در روابط کاری، در تبلیغات تجاری و در شیوه حضور همه شهروندان در جامعه ظهور پیدا کند.

عفاف؛ توانایی اداره خویشتن

عفاف را نیز نباید فقط به پوشش محدود کرد. عفاف، نوعی قدرت درونی برای مدیریت خواسته‌ها و حفظ تعادل در رفتار است. انسان عفیف، امیال خود را انکار نمی‌کند؛ بلکه اجازه نمی‌دهد امیال، تمام هویت و رفتار او را در اختیار بگیرند در جهانی که بسیاری از صنایع بر تحریک دائمی میل، مقایسه، خودنمایی و مصرف استوار شده‌اند، عفاف نوعی استقلال انسانی است. فرد عفیف ارزش خود را تنها از میزان توجه دیگران، جذابیت ظاهری، شهرت یا امکان جلب نگاه عمومی دریافت نمی‌کند. او می‌تواند از فاصله‌ای آگاهانه به خواسته‌های خود و فشارهای محیط بنگرد و براساس عقل، ایمان و مصلحت تصمیم بگیرد عفاف به انسان کمک می‌کند میان «داشتن میل» و «اطاعت از میل» تفاوت بگذارد. این توانایی فقط در حوزه پوشش و روابط زن و مرد کاربرد ندارد؛ عفاف در مصرف، خشم، قدرت‌طلبی، شهرت‌خواهی، سخن گفتن، قضاوت‌کردن و استفاده از فضای مجازی نیز معنا دارد بنابراین، جامعه عفیف جامعه‌ای نیست که تنها ظاهر زنان خود را کنترل کند؛ جامعه‌ای است که با حرص، خشونت، دروغ، نگاه ابزاری، مصرف‌زدگی و بهره‌کشی از انسان نیز مبارزه می‌کند.

حجاب؛ مرزبندی آگاهانه در عرصه عمومی

حجاب، در معنای اصیل خود، مرزبندی میان حضور انسانی و عرضه جسمانی است. زن محجبه با پوشش خود از جامعه کناره نمی‌گیرد، بلکه نحوه حضورش را تعریف می‌کند. او می‌گوید: من در این جامعه حضور دارم، اما نمی‌خواهم ارزش، منزلت و امکان اثرگذاری من به ظاهر و جاذبه جسمانی‌ام وابسته باشد حجاب می‌تواند تلاشی برای انتقال مرکز توجه از «چگونه دیده‌شدن» به «چگونه اثرگذاشتن» باشد. در این نگاه، زن می‌خواهد به‌واسطه دانش، توانایی، اخلاق، خلاقیت، مسئولیت‌پذیری و خدمت اجتماعی شناخته شود، نه اینکه بدن او به نخستین و اصلی‌ترین واسطه ارتباطش با جامعه تبدیل شود این معنا البته به‌صورت خودکار و تنها با پوشیدن لباس خاصی محقق نمی‌شود. حجاب هنگامی به یک انتخاب هویتی تبدیل می‌شود که با معرفت، عزت‌نفس، قدرت تحلیل و امکان رشد همراه باشد. اگر زنی حجاب داشته باشد اما از آموزش، حضور اجتماعی، امنیت، انتخاب آگاهانه و حق اظهارنظر محروم بماند، هنوز بخش مهمی از فلسفه کرامت‌محور حجاب تحقق نیافته است حجاب نباید به پوشاندن زن و نادیده‌گرفتن استعدادهای او منجر شود. پوشیدگی بدن، مجوزی برای پوشاندن عقل، تجربه، صدا و توانایی زن نیست.

حضور اجتماعی شریف یعنی چه؟

حضور اجتماعی شریف، حضوری تزئینی و نمایشی نیست. شریف‌بودن به معنای انفعال، سکوت یا دوری از میدان‌های تصمیم‌گیری نیز نیست. حضور شریف یعنی انسان بتواند بدون قربانی‌کردن کرامت و هویت خود، در حل مسائل جامعه مشارکت کند زن می‌تواند در دانشگاه، رسانه، سیاست‌گذاری، اقتصاد، هنر، آموزش، پزشکی، مدیریت و کنشگری اجتماعی حاضر باشد و در همان حال، عفاف، حیا و حدود پوشش خود را حفظ کند. میان دینداری و دانش، مادری و مدیریت، خانواده و فعالیت اجتماعی یا حجاب و اثرگذاری، تضاد ذاتی وجود نداردتضاد از جایی آغاز می‌شود که ساختارهای اجتماعی، زن را وادار کنند برای پذیرفته‌شدن یکی از ابعاد هویت خود را حذف کند؛ یا برای حضور اجتماعی از باورهای خود فاصله بگیرد، یا برای حفظ هویت دینی، از رشد علمی و اجتماعی صرف‌نظر کند.

جامعه عادلانه، زن را در برابر چنین انتخاب‌های نادرستی قرار نمی‌دهد. بلکه شرایطی ایجاد می‌کند که زنان بتوانند متناسب با استعدادها، شرایط خانوادگی و انتخاب‌های خود، نقش‌های متنوعی بر عهده بگیرند.زن محجبه نباید برای اثبات توانمندی خود مجبور باشد شبیه الگوهای مسلط رسانه‌ای شود. همان‌گونه که نباید به دلیل حجاب، تنها برای نقش‌های محدود، حاشیه‌ای و نمادین مناسب دانسته شود.

عبور از دوگانه حجاب یا آزادی

بخش مهمی از مناقشه‌های مربوط به حجاب، بر یک دوگانه ساده و ناقص بنا شده است: یا حجاب و محدودیت، یا بی‌حجابی و آزادی. این صورت‌بندی، واقعیت پیچیده تجربه زنان را نادیده می‌گیرد آزادی تنها به معنای حذف محدودیت‌های پوششی نیست. آزادی به معنای برخورداری از امکان انتخاب آگاهانه، آموزش، امنیت، استقلال فکری، مشارکت در تصمیم‌گیری و رهایی از اجبارهای اقتصادی، فرهنگی و رسانه‌ای نیز هست ممکن است زنی از نظر پوشش آزاد به نظر برسد، اما دائماً زیر فشار الگوهای زیبایی، قضاوت عمومی، تبلیغات تجاری و ضرورت جلب توجه زندگی کند. در مقابل، ممکن است زنی حجاب را آگاهانه انتخاب کند و از خلال آن به انسجام هویتی و استقلال از نگاه دیگران برسد.

بنابراین، مسئله اصلی فقط میزان پوشیدگی یا ناپوشیدگی نیست؛ مسئله این است که زن تا چه اندازه مالک تصمیم خود، برخوردار از فهم، صاحب صدا و قادر به ساختن مسیر زندگی خویش است دفاع عقلانی از حجاب، زمانی اقناع‌کننده خواهد بود که به‌جای انکار پرسش‌های زنان، امکان گفت‌وگو، انتخاب معرفت‌مندانه و تجربه عزتمندانه را فراهم کند. حجاب را نمی‌توان فقط با دستور به نسل جدید منتقل کرد؛ باید معنا، فلسفه و نسبت آن با آزادی، کرامت و حضور اجتماعی را برای او توضیح داد.

زن؛ فاعل اجتماعی، نه موضوع نگاه

یکی از مهم‌ترین کارکردهای عفاف و حجاب، مقاومت در برابر نگاه ابزاری به زن است. جامعه‌ای که زن را بیش از هر چیز با ظاهرش ارزیابی می‌کند، بخشی از استعدادهای انسانی او را نادیده می‌گیرد زن در تبلیغات، سرگرمی و فضای مجازی، گاه نه به‌عنوان صاحب اندیشه و اراده، بلکه به‌عنوان ابزاری برای جذب نگاه و افزایش فروش به کار گرفته می‌شود. در چنین فضایی، زن دیده می‌شود، اما لزوماً شناخته نمی‌شود؛ تصویرش فراوان است، اما اندیشه و تجربه‌اش در حاشیه قرار می‌گیرد حجاب می‌تواند اعتراضی به این تقلیل باشد؛ اعتراضی که می‌گوید زن پیش از آنکه موضوع نگاه باشد، فاعل شناخت، انتخاب و عمل است. او می‌تواند تولیدکننده علم، معنا، فرهنگ و تصمیم باشد اما جامعه دینی نیز باید مراقب باشد که خود به شکلی دیگر زن را به «موضوع» تبدیل نکند؛ موضوع تبلیغ، توصیه، کنترل یا نمادسازی، بدون آنکه او را در فرایند گفت‌وگو و تصمیم‌گیری شریک کند از زن محجبه نباید فقط تصویر ساخت؛ باید برای او میدان ساخت. اگر او در پوسترها نماد کرامت است، باید در واقعیت نیز امکان پیشرفت، مدیریت، سخن‌گفتن و اثرگذاری داشته باشد.

عفاف اجتماعی، مسئولیتی دوطرفه

در بسیاری از گفت‌وگوها، حجاب به‌عنوان تکلیف زن طرح می‌شود، اما از مسئولیت مردان، رسانه‌ها، محیط‌های کاری و ساختارهای اجتماعی کمتر سخن گفته می‌شود. درحالی‌که عفاف، یک نظم اخلاقی عمومی است، نه وظیفه‌ای یک‌طرفه.

مردان نیز در نگاه، گفتار، پوشش، رفتار و نحوه تعامل خود مسئول‌اند. رسانه‌ها موظف‌اند از تبدیل زن به ابزار جذب مخاطب بپرهیزند. محیط‌های کاری باید امنیت و احترام حرفه‌ای را تضمین کنند. نظام تبلیغاتی نباید برای فروش کالا، بدن انسان را مصرف کند. خانواده نیز باید به‌جای برخورد تحقیرآمیز و صرفاً دستوری، زمینه فهم و انتخاب آگاهانه را فراهم سازدجامعه‌ای که از زنان عفاف می‌خواهد، اما اقتصاد، رسانه و فرهنگ عمومی آن دائماً میل و نگاه را تحریک می‌کنند، در درون خود گرفتار تناقض است. نمی‌توان از فرد انتظار خودمهارگری داشت، اما همه ساختارها را بر تحریک بیشتر و مصرف بیشتر بنا کرد گسترش عفاف، نیازمند اصلاح محیط اجتماعی است؛ محیطی که در آن احترام، امنیت، مسئولیت‌پذیری و نگاه انسانی بر مناسبات حاکم باشد.

حجاب و مسئله هویت در نسل جدید

برای نسل جدید، پذیرش یک ارزش بیش از گذشته به امکان فهمیدن و پرسیدن وابسته است. دختر امروز می‌خواهد بداند چرا باید حجاب داشته باشد، چه نسبتی میان حجاب و کرامت وجود دارد و چگونه می‌تواند در عین وفاداری به هویت دینی خود، زندگی فعال و موفقی داشته باشد پاسخ‌دادن به این پرسش‌ها با سرزنش، ترساندن یا تکرار گزاره‌های کلی ممکن نیست. نسل جدید باید زنان محجبه‌ای را ببیند که آگاه، توانمند، شاداب، خلاق و اثرگذارند؛ زنانی که حجاب برای آنان نشانه محرومیت و حذف نیست، بلکه بخشی از هویت منسجم آنان است مهم‌ترین تبلیغ برای حجاب، تجربه موفق و عزتمندانه زن محجبه است. هرگاه دختری ببیند که میان حجاب و رشد، میان عفاف و قدرت، میان خانواده و اثرگذاری اجتماعی امکان جمع وجود دارد، حجاب برای او از یک تکلیف تحمیلی به یک انتخاب قابل‌فهم نزدیک می‌شود.

در مقابل، اگر حجاب با تحقیر، محدودیت غیرمنصفانه، نادیده‌گرفتن توانایی زنان یا حذف آنان از عرصه‌های اجتماعی همراه شود، حتی سخنان درست نیز قدرت اقناع خود را از دست خواهند داد.

خانواده و جامعه؛ دو میدان مکمل

حضور اجتماعی زن نباید در برابر نقش خانوادگی او تعریف شود. زن می‌تواند در خانواده منشأ آرامش، تربیت و پیوند عاطفی باشد و در همان حال، در جامعه نیز به تولید علم، فرهنگ، ثروت و سرمایه اجتماعی کمک کند مشکل از آنجا آغاز می‌شود که جامعه همه مسئولیت خانواده را بر دوش زن می‌گذارد و سپس از او انتظار مشارکت اجتماعی گسترده نیز دارد. حضور فعال زنان بدون بازنگری در تقسیم مسئولیت‌های خانوادگی، حمایت از مادری، نظام اشتغال و خدمات اجتماعی، ممکن است به فرسودگی آنان منجر شود دفاع از حضور اجتماعی زن باید با دفاع از خانواده و عدالت درون خانواده همراه باشد. مرد نیز در تربیت فرزند، کار خانگی و حفظ آرامش خانواده مسئول است. نهادهای اجتماعی نیز باید شرایطی فراهم کنند که زن برای فعالیت اجتماعی ناچار به قربانی‌کردن دائمی سلامت و آرامش خود نباشدحضور شریف، حضوری است که انسان را رشد می‌دهد، نه آنکه همه توان او را مصرف و فرسوده کند.

گاهی چنین تصور می‌شود که با رعایت ظاهر حجاب، مسئولیت دینی و اجتماعی زن پایان یافته است. درحالی‌که حجاب، اگر بخشی از هویت ایمانی باشد، باید آغازگر مسئولیت‌های بزرگ‌تری شود زن محجبه باید در صداقت، عدالت، دانش‌اندوزی، مسئولیت‌پذیری، رعایت حقوق دیگران و خدمت اجتماعی نیز نماینده باورهای خود باشد. پوشش دینی بدون اخلاق حرفه‌ای، احترام به مردم و تلاش برای اصلاح جامعه، تصویری ناقص از دینداری ارائه می‌دهد همچنین جامعه‌ای که حجاب را ارزش می‌داند، باید نسبت به فقر، تبعیض، خشونت، تحقیر و محرومیت زنان نیز حساس باشد. نمی‌توان نسبت به شکل پوشش زن حساس بود، اما در برابر تضییع حقوق، ناامنی و نادیده‌گرفتن استعدادهای او سکوت کرد حجاب باید با عدالت، و عفاف باید با مسئولیت اجتماعی همراه شود.

از پوشیدگی تا اثرگذاری

حجاب، عفاف و حیا، اگر درست فهمیده شوند، زن را از جامعه کنار نمی‌گذارند؛ بلکه شیوه‌ای انسانی‌تر از حضور را پیشنهاد می‌کنند. حضوری که در آن، زن برای دیده‌شدن مجبور نیست خود را به کالا تبدیل کند و برای حفظ هویت خود نیز ناچار نیست از جامعه فاصله بگیرد زن محجبه می‌تواند در متن تحولات اجتماعی حضور داشته باشد؛ بیاموزد، بیندیشد، مدیریت کند، نقد کند، راه‌حل ارائه دهد و آینده بسازد. عفاف به او قدرت اداره خویشتن می‌دهد، حیا مرزهای کرامت را روشن می‌کند و حجاب، این هویت را در عرصه عمومی نمایان می‌سازد.

جامعه مطلوب، جامعه‌ای نیست که زن در آن غایب باشد جامعه‌ای است که حضور زن در آن از سطح نمایش به عمق اثرگذاری ارتقا یابد حجاب، هنگامی به حقیقت خود نزدیک می‌شود که زن را نه پنهان، بلکه شخصیت او را آشکار کند نه صدایش را خاموش، بلکه سخنش را معتبر سازد و نه مسیرش را مسدود، بلکه حضور شریف، آگاهانه و مسئولانه او را در ساختن آینده ممکن کند.


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
سوال: عدد صفر به علاوه یک؟ 1 جواب به فارسی وارد شود
کد امنیتی:
* نظر:
فرهنگی